شعر ، روزنگاری و ...
جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم… منشی می پره جلو و میگه: «اول من، اول من!… من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»… پوووف! منشی ناپدید میشه… بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من، حالا من!… من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه… بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه… مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»! كنار قطره ي اشكم هزار خاطره دفنه اينقدر خاطره داري كه گويي قد يك قرنه گلو مي سوزه از عشقت عشقي كه مثل زهره ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره درسته با مني اما به اين بودن نيآزارم تو كه حتي با چشماتم نميگي آه دوست دارم اگه گفتي دوست دارم فقط بازي لبهات بود وگرنه رنگ خودخواهي نشسته تويه چشمات بود هر چي عشقه توي دنيا ، من ميخواستم مال ما شه اما تو هيچ وقت نذاشتي بين مون غصه نباشه فكر مي كردم با يه بوسه با تو همخونه مي مونم نمي دونستم نمي شه آخه بي تو نمي تونم گله مي كنم من از تو ، از تو كه اينهمه بي رحمي هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي چشام همزاد اشك و خون دلم همسايه ي آهه زمونه گرگ و عشق تو شبيه مكر روباهه شدم چوپان ساده لوح كنار گله ي احساس چه رسمي داره اين گله سر چنگال گرگ دعواس تو اينقدر خواستني هستي كه اين گله نمي فهمه اگه لبخند به لب داري دلت از سنگ و بي رحمه ببخش خوبم اگه اين عشق نيمه ي تو رو رو كرد نفرين به دل ساده كه به چنگال تو خو كرد هر چي عشقه توي دنيا ، من ميخواستم مال ما شه اما تو هيچ وقت نذاشتي بين مون غصه نباشه فكر مي كردم با يه بوسه با تو همخونه مي مونم نمي دونستم نمي شه آخه بي تو نمي تونم گله مي كنم من از تو ، از تو كه اينهمه بي رحمي هزار بار مردم از عشقت ، تو كه هيچ وقت نمي فهمي زنگ مدرسه خورد همه کتاب و دفترو جمع کردن واسه ادامه رفتن همه شاد ازاینکه برن خونه خوب چیزی نیست که اونارو برنجونه تو دلم به همکلاسیام گفتم : خوش به حالت همیشه اثاث ماها بوده پشت وانت تو باید الان بری تکالیفتو بنویسیو بعد بشینی به تماشای تلویزیون بابا به بچش بنازه پس فردا تو سرحالی سرکلاس درس ولی من نمیخوام که برم خونه سلام دوستان عزیز آغاز سال ۱۳۸۷ رو به همتون تبریک می گم ، امیدوارم که همه ی شما عزیزان سالی پر از موفقیت داشته باشید گریه میکردم کفش ندارم مردی رو دیدم که پا نداشت صدای مردی میاد که توی هوای سرد میزنه عربده آخه خدا چرا با من میدونه خانوادش دیگه خوردن به بن بست میدونه مسئولیت پدرچه گندست مرد واسه پول تن میده به کارعجیب کلیه شو میفروشه توی شهرغریب پدر اشد میگه زیرتیغ عمل امید دل سیر دختر تا به ابد دیگه گازبی هوشی تو ریه اش جاری شده همه منتظرن شاید خدا کاری کنه پدر با نفس آخرش رفت به کام مرگ افتاد از درخت زندگی مثال برگ حتی پول کلیه ها نمی خوره به درد همشو دادن خرج کفنو دفن پدر همین حرفا کافیه یامیخوای ادامه بدم بزار ادامه بدم گلایها رو بگم همه دست و پامی زنند توی باتلاق فقر واسه اسکناس سبز زیر آفتاب زرد حالا می بینید که جاری دررگهای شهر ویروس کشنده ای به نام سرطان فقر خفاش به حرفایی که میزنم نمیده گوش شراب خونو میره بالا روزگار میگه نوش هر جا میرم آسمون همین رنگه دلم واسه زندگی خیلی تنگه با همه عشق جوونی کاش می شد تو بدونی با یه دنیا مهربونی بر عکس بلای جوونی با همه عشق و محبت با یه دنیا پر زحمت با یه دنیا پر زیبایی بابا تو چه دلربایی ( حسین طاهری ) پارودادن دستشون گفتن بیاین حمالی برفا رو پاروکنید خیابونو جاروکنید آخه بیچاره کارگر کارگرپارو به دست پاروهای پوسیده کم کم داره میشکنه ازاین همه حمالی کمرهاشون میشکنه از اینهمه ظلم و جور دلم داره میشکنه ( حسین طاهری ) پارودادن دستشون گفتن بیاین حمالی برفا رو پاروکنید خیابونو جاروکنید آخه بیچاره کارگر کارگرپارو به دست پاروهای پوسیده کم کم داره میشکنه ازاین همه حمالی کمرهاشون میشکنه از اینهمه ظلم و جور دلم داره میشکنه ( حسین طاهری ) اوستا کریم چی کارکنم با آدمای این زمون اوستا کریم چی کارکنم با آدمای بی نشون اوستا کریم چی کارکنم با آدمای بی زبون اوستا کریم چی کارکنم با این همه زخم زبون ( حسین طاهری ) سلام به توای ایران که نشدی تو ویران سلام به توسازنده
نتیجهء اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


