تبليغاتX
آبی ، اما به رنگ غروب - پاروهای پوسیده
 
 
 

پارودادن دستشون

 

گفتن بیاین حمالی

 

برفا رو پاروکنید

 

خیابونو جاروکنید

 

آخه بیچاره کارگر

 

کارگرپارو به دست

 

پاروهای پوسیده

 

کم کم داره میشکنه

 

ازاین همه حمالی

 

کمرهاشون میشکنه

 

از اینهمه ظلم و جور

 

دلم داره میشکنه

 

 

( حسین طاهری )

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 1:52 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM